می گویند:
باد شود باران شود ، خدا مراد خوشه چین را بدهد بلی در
کشور ما باد چه بلکه توفان ها شد. باران چه بلکه سیلاب
ها سرازیر شد و خداوند مراد خوشه چین را طوری داد که
خرمن ها را ربود. این توفانهای رنگارنگ با استقامت های
شرق و غرب و سیلابهای بی شمار از شمال و جنوب زندگی
شماری از افراد جامعه را تغیر داد.
اورنگ شاه
هفت رنگ از جمله آدمهای توفان زده و سیلاب برده کشور
است که با هر توفان همنوایی و با هر سیلاب سازگاری
نمود و امروز صاحب آبرو و عزتی و مالک مکنتی است.
زندگی اورنگ شاه ترکیبی است از رنگ توفان های شرق و
غرب و بوی سیلاب های شمال و جنوب ، به همین منظور
دوستانش به او تخلص هفت رنگ را داده اند و او به خوشی
این تخلص را پذیرفته است. او خواهان نوآوری های فرهنگی
در زندگی اجتماعی می باشد و به اصطلاح خودش می خواهد
هر روز استایل زندگی ماحول و خانوادگی اش را تغیر دهد
و با قدرت نفوذ و امکاناتی که دارد در این راه تا حال
موفق بوده است. از اینرو خار چشم هم قطاران و حریفانش
می باشد. او این بار در فکر نوآوری دیگری بود که نامش
را در تاریخ عجایب کشور جاویدانه سازد او پول کافی
دارد این پول را چگونه باید مصرف نماید در این کشوریکه
آب ترازویش بر هم خورده و سرمایه به یک طرف و فقر به
سوی اکثریت تمرکز نموده به او چه! این داد خدا است! و
قبول نکردن این وضیعت کبر است و کبر زوال دارد. اورنگ
شاه با چنین فلسفه یی وجدان پاکش را آرامش می دهد. باز
هم در فکر ابتکاری بود که هم خرما باشد و هم ثواب.
یعنی سالگره پشک خود را برگزار کند چون چند سال می شد
که این پشک که تونیا نام داشت مانند عضو خانواده اش در
خانه شان زندگی میکرد. اورنگ شاه چند بار اقدام نمود
که برای تونیا به نام خود تذکره اخذ نماید اما بنابر
قوانین ناقص کشور موفق به این کار نشد. اورنگ شاه
تونیا را مانند سایر فرزندانش دوست داشت و حقی برگردنش
داشت که باید مراسم ختنه سوری، سالگره، شییرینی خوری،
عروسی، تخت جمعی، پایوازی و شب شش چوچه های تونیا را
در گرانترین هوتل شهر برگزار نماید. او می گوید این یک
کار نیک است که در این سر زمین فقیر ما یک پشک سرگردان
و بیچاره را به آغوش می گیریم ما مسوولیت خود را در
برابر جامعه انجام می دهیم. بالاخره مراسم سالگره
تونیا فرا رسید اعضای خانواده اورنگ شاه هر کدام سه
دست لباس ساختند و هر لباس آنان متناسب با روحیه مجلس
انتخاب شده بود نوع تکه های لباس مانند پشم پشک بود و
رنگ دیزاین آنها نیز ابلق، پلنگی و برقی و غیره گزیده
شده بود. و مهمانان نیز روحیه مجلس را درک نموده بودند
و لباس های همچنین بر تن کرده بودند. سالون نیز طراحی
به ذوق تونیا داشت بالای دروازه سالون یک عکس کلان
تونیا نصب شده بود در هر دیوار هم تصاویر تونیا در
حالت ها مختلف تنهایی، با اورنگ شاه و اعضای خانواده
آویزان بود. در عقب چوکیها نیز یک دم مصنوعی پشک
آویزان بود تا تونیا با داخل شدن در سالون احساس
بیگانگی ننماید. ساعتی از شروع محفل نگذاشته بود که
همهمه بلند شد تونیا از آرایشگاه آمد همه مهمانان به
احترام تونیا به پا ایستادند تونیا که آرایش عجیبی شده
بود در بغل اورنگ شاه داخل سالون شد. پشم های سرش تونی
داده شده بود و تاجی هم بر سرش نهاده شده بود علاوه بر
بوی سرخرنگ در دور گردن تونیا یک گردن بند طلا نیز
آویخته شده بود. همزمان با ورود تونیا گروه موسیقی که
نیز با موهای مصنوعی ابلقی، برقی، و پلنگی مصروف
نواختن ساز بودند به خواندن این سرود آغاز کردند که
تصنیفش از اورنگ شاه بود:
ما پشک
دوستان با تونیا بسته ایم پیمان
محفلش را
سازیم شادمان که تونیا زما دارد این آرمان
میو میو
میو میو
به این
ترتیب چند تن از جوانان که لباسهای به رنگ پوست پشک
برتن داشتند با شدت و احساسات مصروف پایکوبی بودند.
تونیا برجایش نشست و کف زدنها با میو میو فضای هوتل را
انباشت. زمان غذا فرا رسید سر میزی ها هموار شد و با
هموار شدن این سر میزی ها همه به سلیقه اورنگ شاه
تحسین کردند چون سر میزی ها با عکس های تونیا مزین شده
بود و در زیر هر عکس تونیا نوشته بود اشتهای خوب. ظروف
غذا هم در کدام کمپنی خارجی فرمایش داده شده بود چون
در کف هر بشقابی و غوری عکس تونیا در حالتی که موش را
شکار نموده است چاپ شده بود. غذا ها هم شکل های مشابه
داشتند مثلاً سبزی در ظرف همواری مانند پشک ترتیب شده
بود. چاینک ها شکل پشک را داشتند و نوله آنها دم پشک
بود ، جلی روی فرنی تصویر کله پشک بود و ابتکار های
دیگری که همه حریفان اورنگ شاه را به حیرت واداشته
بود. تا چگونه آنان با ابتکار های جدیدی سالگره سگها،
مرغهای کلنگی، بودنه، اسپ و کوک های شان بهتر از
سالگره تونیای اورنگ شاه برگزار نمایند. بعد از غذا
کیک گلدار توسط یک گارسون هوتل در کراچی تایر دار وارد
صحنه شد و چشم ها بر کیک خیره ماند چون کیک شکل یک دام
یا تلک را داشت که در بالای آن دو دانه موش بود که
گویا این مشها در تلک گیر مانده باشند تونیا با دیدن
کیک به غر زدن شروع کرد و دمش را بالا و پائین می کرد
کیک در میان تشویق و کف زدنها توسط تونیا قطع شد و به
میز ها تقسیم گردید و تحفه ها نیز که بیشتر گردن بند
طلا بود به تونیا جان اهدا گردید. محفل با همه ساز و
برگش به ساعت یک شب خاتمه یافت و در اخیر محفل اورنگ
شاه بروی ستیژ بالا شد ضمن ابراز سپاس از تشریف آوری
مهمانان اعلام نمود که ماه دیگر به خیر که تونیا جان
یک کمی به عقل و هوش شود، دوستان را برای اشتراک در
محفل ختنه سوری تونیا جان باز هم زحمت خواهد داد بازهم
از تشریف آوری تان تشکر و از ستیژ پائین آمد و گروه
موسیقی این طور به محفل خاتمه داند:
سالگره ات
مبارک تونیا، تو خوشبخت هستی ای کاش این را بدانی
دوستـــان
شب بخیر
تونیا جان
شب بخیر