نامه محبت آمیز

 

همسر نهایت عزیزم :

هنوز دود از کله ام بخاطر کندن هفتاد و پنج تار مویم به هوا بلند است. دندانهای مصنوعی ام  بخاطر آن ضربه کفش کوری بلندت ، دیگر در دهانم به درستی جابجا نمی شود . پیراهنم بر علاوه قربانی شدن تمام دکمه هایش ، یک صد و پنجاه کوک خورده تا این مصیبت وارده را به خوبی هضم کند .....

هنوز دست راستم همچنان بر گردنم آویزان است و این شکستگی دست ، حاصل کلام صادق منست. یادت هست که چند ماه قبل خواستی از زبان من تاریخ تولدت را بشنوی و من بخاطر اینکه برای اولین بار در عمرم با تو صادقانه صحبت نموده و حقیقت را گفتم که ایکاش همان چند کلمه را هم هرگز راست نگفته بودم تا چنین شاهد دست به گچ بسته ام نمی بودم .... بلی ، حاصل گفتن سن و سال واقعی خانمها این طور بلا ها را هم به دنبال دارد ....

آنقدر وزن گچ دستم زیاد است که برابری با وزن خودم میکند و من به درستی نمی توانم در هنگام راه رفتن، تعادلم را حفظ کنم و چون برگ های خزانی در هر طرف روانم ....

همسر مهربانم! ضرب شستت چنان روی من اثر گذاشته است که تا بحال چشمانم یکی را دو تا می بیند بجز از چهره مبارک خشویم که از ترس و لرز زیاد ، نمی توانم او را از یکی بیشتر ببینم. گردنم بر اثر آن ضربه ملاقه در یکطرف خوابیده و با اینکارت مرا در نزد همه گردن کج کرده ای . پای راستم هنوز تحمل وزن 45 کیلویی ام را نداشته و اگر کسی مرا در حال راه رفتن ببیند، خواهد پنداشت که در حال برداشتن چیزی از روی زمین هستم و این نزدیکی بیش از حد قسمت راست بدنم را در هنگام راه رفتن به زمین میرساند. طبق گفته داکتران روانشناسی ، مغز بنده در طول 24 ساعت فقط یک ساعت درست کار میکند و بعد از آن حتی خودم را هم نمی شناسم، ولی همسر خوب و بهتر ز جانم ! من ترا هنوز هم دوست دارم و دوست خواهم داشت و اقرار میکنم که باز هم تحمل دیدن چهره ی وحشتناک ترا دارم ، به شرطی که اینبار هنگام ملاقات با بنده از نقاب استفاده کنی و حالا ازین راهی نزدیک و دل دور ، دستان پر مهر خشوی نازنینم را مشتاقانه نمی بوسم.

راستی ...! یادم رفته بنوسم که پنج دقیقه از همان یک ساعت هوشیاری ام گذشته است، پس حرفهای آخرم را بعنوان هذیان سرایی بپذیر، چون بنده فعلاً بر اسپ جنون سوارم و این طرف و آن طرف میدوم و چند تن از داکتران هم سعی دارند تا در صورت دسترسی بمن ، یک پیچکاری آرام بخش مخصوص آدم های زن ذلیل را بمن تزریق کنند ....

با تعظیم فراوان ، همسر جان فدای تو جناب آقای مرحوم زاده

 

از بهاره عسکری

برگشت به فهرست

 

Copyright www.herat.co.uk Inc All Right Reserved