مصاحبه با یک آواز خوان

 

بینندگان عزیز و محترم! بنده میخواهم با یکتن از آوازخوانان جوان مصاحبه ی را انجام دهم که امیدوارم هر طور شده کار و کاسبی تانرا دو دستی کنار گذاشته و فقط مقابل تلویزیون و برنامه های بی مزه ما نشسته و به این مصاحبه جالب، البته به نظر خودم، و دیدنی بنظر همکارانم، توجه فرمائید. لازم به ذکر است که این آواز خوان خوش صدا از ما خواهش کردند، تمنا کردند، تقاضا کردند، خلاصه صد عذر و زاری را کردند تا ما با ایشان مصاحبه ی انجام داده .... و اما نام مبارک شانرا خدمت با سعادت شما دوست داران این برنامه تلویزیونی که دچار کمبود همکار هم شده است، عرض نکنیم. خوب مه هم حساس هستم، دلم بحالش سوخت و مجبور شدم تا بخواسته نامعقول ایشان ارج نهم. خوب آقای نام گم کرده، حالتان چطور است؟ خوب و خوش و سلامت هستید ؟ انشا الله

آواز خوان : شکر خوب هستم، شما چطور؟ صحتمندید؟ کار و کاسبی چطوره، خوبه؟

نطاق: ای ... بدک نیست، چند وقت میشه که تا دو بجه شب اینجه نشسته و در و دیواره پاک کاری میکنم. روی همین حساب یک چندر غازی اضافه میگیرم و خدا را شکر میکنم. وضع شما چطور است؟ اوه ... مثلیکه از اتاق فرمان بمن اشاراتی می کنند، ای وای! راست می گویند، من فراموش کرده ام که باید با شما مصاحبه انجام دهم. باور کنید از بس مشکلات مالی مه بیچاره زیاده، همینطور بی اختیار میرم سر مسایل کاری و درآمدی و این حرفها، بهر حال این حرف ها بماند برای بعد ... برای اولین سوال شما گفته میتوانید که چند آهنگ دارید؟

آواز خوان: البته مه ده آهنگ از احمد ظاهر دارم، پنج آهنگ از احمد ولی دارم و هشت آهنگ از بیلتون و شش آهنگ از ....

نطاق: نخیر ... ببخشید، منظور من اینست که آیا کدام آهنگی را خودتان کمپوز کرده اید؟

آواز خوان: خدمت به عرض برسانم که بنده تا بحال قدم به دنیای آهنگسازی نگذاشته ام، فقط مدتی میشود که روی شعر بسیار معروفی کار میکنم تا آهنگ کمپوز نمایم.

نطاق : این شعر که شما روی آن کار میکنید از کدام شاعر مشهور است؟

آواز خوان: این شعر تا آنجائیکه بنده یادم است شاعرش متاسفانه گمنام میباشد، ولی چون شعر بسیار پر مفهوم و پر معنا و در عین حال برای آهنگی که من در نظر دارم بسیار مناسب است آنرا انتخاب کرده ام.

نطاق: آیا می توانید یک قسمت از شعری که این مه از آن تعریف و توصیف کردید برای ما بیان دارید؟

آواز خوان: البته، فعلاً دو بیت آن بخاطرم هست که برایتان عرض میکنم:

من آب روان هستم، من راحت جان هستم و در دشت دوان هستم و .....

نطاق: به به ، واقعاً که در انتخاب شعر خیلی خوش سلیقه هستید.

آواز خوان: البته که هستم و یک شعر دیگری نیز برای کمپوز نمودن انتخاب کرده ام که مطمین هستم شهرت جهانی پیدا خواهد کرد، و اما شعر:

میازار موری که دانه کش است، که جان دارد و جان شیرین هم که خود شما بهتر میدانید بسیار خوش است

نطاق: میتوانید بگوئید آهنگی که در حال کمپوز آن هستید چه سبک است؟

آواز خوان: «بنابر تکیه کلامم» البته آهنگم غزل است، ولی با ابتکار ودم تصمیم دارم با این آهنگ از موسیقی غربی استفاده کنم. حالی جوانان ما از طبله و ای موسیقی های اصیل کرده به ترنگ و ترونگ جاز های غربی ها که از صدای کفگیر و ملاقه الهام گرفته شده است، علاقه دارند.

نطاق: تا بحال کدام کنسرتی هم اجراء کرده اید؟

آواز خوام: البته، چندین بار ...

نطلق: پس اگر می شود کمی برای ما از کنسرت های تان بگوئید که تا چه اندازه مورد استقبال مردم قرار گرفته است.

آواز خوان: بلی، اولین کنسرتم در یکی از مسافر خانه های شهر برگزار شد که با شروع اولین آهنگ از حنجره طلایی ام، مردم بنده را چنان مورد تشویق قرار دادند که دیگر نتوانستم به اجرا آهنگ ادامه دهم.

نطاق: چرا؟ به چی دلیل؟

آواز خوان: چونکه سیم میکروفون در اثر کشش زیاد از جانب علاقمندان کنده شده بود و کاسه خانه طبله ها نیز بعلت ضربت بیش از حد طبله نواز که تحت تاثیر آنهمه جمیعت قرار گرفته بود، ترکیده و بنده هم بدلیل دریافت جوایز نقدی عبارت از : مالته شلیده، سیب گندیده، چوب خار دار و سرپایی نمبر 45 کلان، قادر به کشیدن صوت خویش نبوده و مجبور شدیم کنسرت را موقتاً لغو کنیم....

دفعه دوم با تغیر قیافه برای نشاختنم، کنسرت را آغاز کردم، اما در هنگام آهنگ فریاد دار، مردم پی به حیله ی من برده و از آنجائیکه این صدای شغال مانند من بگوش آنان آشنا شده بود با اجازه، از خود نطاق شروع و تا تکتچی و هوتل دار را مورد لطف و نوازش خود قرار داده و آنها را با مشت و لگد از کار انداختند. اما کنسرت سوم به علت توصیه داکتر متخصص عقل و اعصاب، تا شش ماه بعد از معالجه باید از کشیدن نفیر و یا دادن کنسرت منصرف میشدم.

نطاق: خوب آقای آواز خوان ملقب به بلبل درخت نارگیل...! از زندگی خصوصی تان بگوئید..

آواز خوان: بنده تا بحال الاف ... ببخشید، مجرد مانده ام، البته مادر خدا بیامورزم بیش از صد بار به خواستگاری رفته و بیش از پنجصد تعویظ و طومار برایم گرفت ولی تا بحال هیچ دختری این شانس را نداشته است که با من ازدواج کند.!

نطاق: تحصیلات تان تا چه حد است؟

آواز خوان: مکتب را با شمارش هفت سال ناکام شدن پی در پی، بلاخره به زور جبر و رشوه دادن به بعضی معلمان، به اتمام رساندم. اما به دانشگاه مرا بخاطر حفظ حرمت از نام دانشگاه راه ندادند.

نطاق: گفته می توانید که از چه سنی به آواز خوانی آغاز نمودید؟

آواز خوان: در اصل دو سال بیشتر نمی شود، اما از آنجائیکه هر آواز خوان در هنگام مصاحبه میگوید که از دوره طفولیت به آواز خوانی دسترسی داشته است و بخاطریکه بنده هم به صفت یک آواز خوان از این قافله عقب نمانم. میتوانم بگویم که از زمان کودکی به سر خرمن نشسته و با خود چهار بیتی میخواندم.

نطاق: بصورت حرفوی چه هنگام دست به آواز خوانی زدید و مشوق اصلی شما درین راه چه کسی بوده است؟

آواز خوان: بنده همینکه دست چپ و راست خود را شناختم یعنی از سن 20 سالگی، شروع به آواز خوانی کردم و مشوق اصلی من گل احمد حمامی بود که روزی در حمام وی سر را بصدا انداخته بودم و از آنجا بود که صدایم به گوش کر گل احمد حمامی خوش آمد و وی مرا تشویق به آواز خوانی نمود که بنده ثمره ی آن تشویق ها را حالا دیده و احساس میکنم . مشوق دیگرم برادر کلانم خان محمد سلمان است که وی حتی در بستر مریضی هم مرا تشویق به هنر آواز خوانی کرده است.

نطاق: شما سبک کدام آواز خوان را بیشتر تعقیب کرده اید؟

آواز خوان: والا من سبک دارسینگ و امیتابچن را بیشتر دوست دارم ...

نطاق: آنها که خواننده نیستن!

آواز خوان: پس چرا به فیلم ها هم میخانند و هم میرقصند و هم جنگ میکنند و هم گریه و ...

نطاق: خوب بگذریم... شما کدام آلات موسیقی را بلدید بنوازید؟

آواز خوان: من نی نوازم و در شبهای که جرجر باران باشه نی مینوازم به اضافه طبله جورگی، البته اگر پشت تیم روغن باشد، و کف زدن و اشپلاق به چندین نوع هم از جمله آلات موسیقی است که بنده بدون کدام دوره آموزشی با استفاده از استعدادی که داشتم به آنها دسترسی دارم.

نطاق: آفرین به این همه استعداد، شما چندین آله موسیقی را بلدید بنوازید و این واقعاً قابل قدر ایت.

آواز خوان: خوب دگه، این استعداد خدا دادی را از کاکای خدا بیامرزم میرزا شاه دل خان گله دار به ارث برده دام.

نطاق: اگر بتوانید که یکی از آهنگ هایی را بلدید زمزمه کنید تا علاقمندان تان بشنوند خیلی خوب خواهد شد.

آواز خوان: خیلی خوب، مه یک آهنگ را بشما زمزمه باران خواهم کرد که این آهنگ را بیشتر در موقع عزا داری .... ببخشید در موقع خوشی میخوانم. و اما آهنگ ، با اجازه بزرگتر ها :

از آمدنت اگه خبر میداشتم، آهسته برو، مه میرم تو از عقب مه همنطور بیا...

نطاق: به به ... چه حنجره شما دارید، واقعاً باید برای مشوقین تان حق داد که شما را اینقدر مورد استقبال خود قرار میدهند. خیلی خوب، بس کنید وگر نه سر این آهنگ به اینجا و دنباله آن تا صحرای محشر خواهد رفت...

خوب جناب اقای مستعد همه جانبه! خیلی دوست داشتم تا بیشتر از مصاحبت با شما استفاده کنم، ولی متسفانه از اتاق صادرات فرمان، برای من چند نفره دستک و بالک میزنند که هر چه زودتر تکلیف را روشن کنم... در آخر طبق تکیه کلام های سایر نطاقان که به قول شان ابتکار کرده، میگویم که اگر کدام پیامی، گفتنی، پیشنهاد سازنده ای و یا انتقاد بیجای برای مشوقین و طرفداران صدای خود داشته باشید، میکروفون شارتی مار در خدمت شماست.

آواز خوان: پیام خاصی نیست، من از تمام مشوقین خود اظهار امتنان دارم که وقت و ناوقت چه از طریق لت و کوب و چه از طریق حرفهای محبت آمیز در قالب فحش و ناسزاء بنده را مورد لطف و تشویق خود قرار داده اند. و من تا وقتی که حنجره طلایی ام کار کند، برای شان عرس و نفیر ... ببخشید ... برایشان خواهم خواند.

نطاق: من و همکارانم نیز آرزوی موفقیت داریم برای شما و برای تمام مشوقین تان و امیدواریم که بازهم علاقمندان آواز تان، شما را در کنسرت های بعدی همچون گذشته مورد لطف خود قرار دهند. ضمن خدا حافظی، شما را تا سال دیگر باز هم به دست داکتر معالج تان می سپارم، موفق باشید.

 

از بهاره عسکری

برگشت به فهرست

 

Copyright www.herat.co.uk Inc All Right Reserved