آقا شيرين ـــ شير لالا ، راستشه پرسان کنی ، دلکم
برای مردم افغانستان بسيار می سوزه ، اينا چه بلاره
گير ماندن؟
شير لالا ــ بيخی گفته ات درست است، يعنی فکر کو که ده
مابين رييس جمهور و ولسی جرگه ، يک نوع رقابت د يده
ميشه ، يک رقم مسابقه واری است !
آقا شيرين ـــ چتو گفتی ؟
شيرلالا ـــ خو قياس کو که ده سر بازی دادن مردم ، يکی
کتی دگش ، مسابقه گذاشته ! ، اگرچه زبان شان لشم است ،
خيال ميکنن ، کل ملت ، پشم است !
آقاشيرين ــ گپت به گل تبديل شوه ، به بخشی ، شايد گپت
تمام نشده ، خو وقتی آدم می بينه که فيصله ولسی جرگه ،
از الف تا ی ، هم مغاير خواست پير وجوان ملت است وهم
مخالف اعلاميه جهانی حقوق بشر ، چه رقم سر ای به
اصطلاح « منشور مصالحه» باز رييس صاحب جمهور، کميسون ،
داير ميکنه؟
شير لالاــ رسيدی به گپ . گفته اند ( گر نداری شوق
فلان ، گرد ويرانه چه ميگردی ؟) ، شايد همی فردا اعلان
کنه که « کميسيون محترم » نظر شورای معظم را تاييد کرد
، پس اينجانب نيز آنرا توشيح نمودم !
آقاشيرين ــ نگفتی بيادر، چطور شد که زمين ، ترکيد ،
بدر شد کله خر! ، چطور، همی تظاهرات طرفدارای مجاهدين
يکدفعه پيدا شد؟
شير لالا ـــ خو ، شايد دولت کرزی صاحب خواسته ، يک
راه اشتغال برای اشخاص بيکـــار وبيعار ، پيدا کنه،
کور از خدا چه می خايه ، همی ره می خايه .
پگاه ، چند «عکس ريشو » را با چند بيرق برميداری، ميری
به يک چکر خيابانی، مثلاً از چار راه ( ملک فهد ) تا
سرک (امام خمينی ) گردش ميکنی . اونه ، بيگاه که شد ،
چند روپيه گک هم ، ده جيبت انداخته ميشه.! فاميدی که
هست. دگه چه ميخواهی!
آقـــاشيــــرين ــ همی ، کرزی صاحب ای رقــــم
سياستای « دروغ ودغل » ره از کجا ، ياد گرفته باشه ؟
شير لا لا ــ او ه ، قربانکت شوم . همی ديروز خو از
کشور بريتانيای کبير، بوطن ، برگشت . تو خو اول شه
ديدی ،هنوز شيرينی هايش مانده ، شايد بسياری جادو
وجنبل هنوز ، به ما وشما افشا نشده .( هزار باده نا
خورده در رگ تا ک است ! )