در گذشته های نه چندان دور هر سال به
حساب ترکی نامی داشت. می گفتند امسال، سال گوسفند است،
سال پار، سال موش بود. سال آینده سال مار خواهد بود.
اما حالا زمانه بدل شده، یکسال را سال مایکل جکسون می
گویند، سالی مربوط به بروس لی است، سال دیگر اختصاص به
رامبو دارد و سالی هم از آن تیتانیک است.
امــــا سالــــی که من از آن صحبت می
کنــــــم، همین ســـــا ل گذشته بود که آنرا سال مستر
برون نام نهاده اند. راستی این مستــــر برون که
بــــــود؟
عده یی می گفتنـــــد که قهرمان ورزش
است. بعضی مدعی بودنــــــد که یک ملیاردر است. جمعی
ادعا داشتند که مستر برون یک هنرمند سینما است، ولی به
هر صورت هر که بود و از هر جا که بود، مرد سال بود.
وسایل اطلاعات جمعی در باره او تا که توانستند نوشتند.
در روزنامه های صحبگاهی می خواندیم که مستر برون
طرفدار محیط زیست و جلوگیری از نابودی گل ها و سبزه
هاست. هزاران نفر به تقلید از او طرفدار حفظ محیط زیست
می شدند و به خاطر جوجه های ماهی ها که هنوز به جهان
نیامده بودند، اشک می ریختند. بعد از ظهر در روزنامه
یی می خواندم که مستر برون انسان را عامل بدبختی های
روی زمین می داند و آرزو دارد که همه جهانیانرا از قید
حیات نجات دهد. در این گوشه و آن زاویه جهان شعار مرگ
بر انسان را هزاران نفر به تقلید از مستر برون فردای
آن سر می دادند.
روزی می شنیدیم که آقا آرزو دارد همه
اطفال جهان در خوشی ها و شادی ها زندگی کنند، فردای آن
روز می شنیدیم که مستر برون به مرض سادیسم مصاب است و
بهره بردن از اطفال صغیر را اوج لذت جنسی خود میداند.
در هر دو مورد تعدادی می گفتند که مستر برون برحق است.
با استفاده ازین نام آشنا فابریکه هایی البسه محصولات
خود را به مارک مستر برون تولید می کردند و می
فروختند. مردم در مغازه ها سراغ بوت و موزه برون را می
گرفتند. بچه ها در میدان های ورزشی با توپ مستر برون
مسابقه می دادند و کشیدن سگرت مارک برون علامت
روشنفکری بود.
خدا گردن مرا نگیرد، حتی می
گفتنـــــد که کست هــــای ویدیوئی معـــاشقه به شیوه
مستر برون به بازار آمده بود.
بچه ها مــــــو های خود را به شیوه
مستر برون اصلاح می کردند، دختر ها کریم برون به
رخساره خود می زدند و عطر برون آنقدر شهرت یافته بود
که همه نامزد ها سراغ آنرا می گـــــرفتند.
این مستر برون آدمی بود که پیـــروزی
یکی از طرف های متخاصم را در جنگ پیشبینی میکرد،
عنـــــوان فامیل های داغدیده، زعمای کشورها، سرمایه
داران بزرگ و هنرپیشه های مشهور دنیا پیام تسلیت می
فرستاد و برای هنرمندان نو به دوران آرزوی موفقیت می
کرد.
x x x x x x x x x x x
سال میلادی داشت به آخر می رسید. در
یکی از شب های ماه دسامبر از طریق رادیو شنیدیم که
مستر برون عمر خود را به ما و شما داد. می گفتند که
مستر برون در لحظه ای آخر عمر خود وصیت کرده بود که
اعراب و اسرائیل باید با هم آشتی کنند، هر نفر روزانه
چند بوتل کوکاکولا بنوشد، کودک ها باید شیر پودری ساخت
کشور های غربی بخورند، آدم های سگرتی فقط باید از سگرت
های فلتر دار استفاده کنند، بچه های زیر بلوغ، دیدن
فیلم های سکسی را فراموش نکنند. او وصیت کرده بود که
جسدش را بعد از مرگ بسوزانند و خاکسترش را طوری بر
زمین بریزند که هیچ کشور جهان از آن بی نصیب نماند.
بــــــا این ترتیب مستر بــــــرون
مرده بود، صد ها انجمن یاد و بود بخاطر او تشکیل شد،
هـــزاران آدم در سر تا سر زمین سیاه پوش شدند، همـــه
چشم ها متوجه آسمان بود که چـــــه وقت طیاره
هــــــــــای خاکستر مستر برون بر فضای کشور آنها
نمایـــــان مــــــی شود.
کمپانی های فــــــروش سلاح ، مستر
برون را یک شخصیت آیده آل بشـــری می دانستنــــد
کــــه از برکت وجـــود او طی سال گذشته ملیون ها دالر
سلاح فروخته بودند، انجمن های حقوق بشر او را طرفدار
حق انسان می دانستند، سفید پوستان تبعیض طلب او را
عامل سلطه سفید ها بر سیاهان می انگاشتند و سیاهان زیر
ستم او را طرفدار تامین تساوی حقوق خــــود با سفید ها
فکر میکردند.
روز ها از پی هم می گذشت، اما هیچ کس طیاره حامل
خاکستر مستر برون را ندید. بلاخره چند انجمن یاد و بود
که اعضای آن اشعار و مرثیه های زیادی بخاطر مستر برون
سروده بودند، تصمیم گرفتند که در یک
محافل تجلیل از این ماستر را دایر
کنند. یکی ازین انجمن ها به دفتری که آدرس اشخاص مهم و
موسسات عمده را در یکی از کشور های غربی به عهده داشت،
تلفن کرد و خواست که در مورد آقای برون معلومات بیشتری
حاصل کند. موسسه مذکور شماره {{ انجمن آدمسازی }} را
به او داد.
مــــرد آسیایی که بـــرای اولین
مرتبه نام {{ انجمن آدمسازی }} را می شنیـــــد،
نـــزدیک بود کـــه از حیرت شاخ بکشــــد. رو به طرف
مقابل خــــود کرد و گفت:
آقـــا، مگـــر در جهان چنین موسسه ای
هم هست که وظیفه آدم سازی را به عهده داشته باشد؟ مگر
فرزند آدمی جوجـــه مرغ است که آنرا در ماشین جوجه کشی
بگذارند؟
مــــرد با عصبانیت اظهـــار داشت:
براستی که شما آسیایی ها و افریقایی
ها و اهالی امریکای لاتین مردم ساده و از همه جا بیخبر
هستید. شما تا به حال نمی دانید که فابریکه ها و
موسسات تولیدی ما هر سال یک نفر حقیقی یا خیالی را
تبلیغ می کنند و زیر نام او ملیون ها دالر پول از کیسه
شما می کشند؟
شما از کدام مستر برون گپ میزنید؟
هزاران مستر برون در جیب های موسسات تبلیغاتی ماست.
اگر کدام امر و فرمایش نباشد، لطفاً تیلفون را سر جایش
بگذارید. چند روز بعد آدم آیده آل ما برای سال نو از
ماشین های تبلیغاتی خارج می شود. سال نو را به شما از
همین اکنون تبریک می گویم.