Home || Herat || Music || Photo || Index

لـــذت انس

 تا لذت انس چشيدم وحشت در جهان نيافتم اگر به سوراخ سوزني رفتم آن را به گشادگي آسمان يافتم به هر تاريكي كه نگاه كـــــردم آن را روشن ديدم پناه ميبرم به نـــــور وجه تو كه تاريكي ها از او روشني يافت با يادم آمد محبوب و مكروه را همه محبوب يافتم: (... چه بسيار كه چيزي شما را ناگوار آيد ولي خير شما در آن است... بقره، آيه 216) ياد كردم: در انديشه افتادم كه با اين گشادگي، مردمان چرا در تنگاند و با اين روشني، جهان بر چشم خـــلايق چرا تاريك است؟ دانستم كه آن تنگي دل خــــودشان است كه جهان بر ايشان تنگ مينمايد همچـون كسي كه سرش بگردد كه عالم پيش چشمش گردان نمايد، حــــال آن كه عالم ساكن است، سر اوست كه ميگردد! و همچنين دانستم كه آن تاريكي چشم ايشان است كه جهان بر ايشان تاريك مينمايد، همچون آن شخص كه كور شد، با اهل خانه گفت چه شد چراغ شما را كه بمرد؟! اي خواجه اين چراغ توست كه بمرد، چراغ خانه روشن است!

القصه، بر لب آب تشنه مردن غبني عجب است و با اين نور پاشي، رهين ظلمات بودن را بــــدبختـــي سبب است. (و كســـي را كه خـــــداي نورش نبخشيد، برايش نوري نيست. نور، آيه 40)

اي وليم! صفت وحشت دوزخ شنيده اي؟ جايي ميشناسم موحشتر از دوزخ، و آن درون دل جاهلان است!

اي وليم! صفت انس بهشت شنيده اي؟ جايي ميشناسم انيستر از بهشت، و آن درون دل عارفان است

عبدالله قطب

ارسالی هنگامه زهرا فروغ

 

Copyright Herat.Co.Uk Inc All Rights Reserved.