Home || Herat || Music || Photo || Index

آنجا که حسرت و عبرت است

نه جای عشرت

 

ای درویش ! نشان خـــردمندی آن است که دل از دنیا برداری و غفلت بگذاری و پیش
ازرحلت دنیا حاصل کنی ، زاد عقبــــــــی که دنیا را ثبات و بقایی نیست و او را بــــــا هیچ
کس وفایی نیست ، چنان کـــــــه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در حق دنیا چند
کلمه فرموده تا اُمَتان از خواب غفلت بیدار شــوند. ترجمه ی بعضی ازآن سخنان این است :

کردیم چو مـــا سفر از این دار فنا بگذاشته با شما مقام و مأ وا
ما خود بگذشتیم به هرحال که بود من بعد بر امتان من ، واویلا

ای درویش ! قیامت را فراموش مکن و از معصیت دورباش و در طاعت کوش.

اگر در ظلمتی اینک سر اجت حساب امروز کن ، فردا چه حاجت
هم اکنون حـــکم کــــــل من علیها ستاند از تو هـــــم تاج و دواجت
به روی تخته تابوت ، خسبی به خــــواری و ربود، تختی ز عاجت
کنون ازحق فــــــــراغت می نمایی به گــــور آیی ، ببینی احتیاجت
تو را، پرهیز با ید ، چند گاهی کــــه فاسد گشته از عصیان مزاجت
کســــــادی در فساد افکن ، ز توبه که چون فردا شود بینی رواجت
زرنج فسق و زرق ای پیر انصار مـــــگر فضل خدا با شد علاجت

ای اهل جاه ! به بازار بگاه و به مسجد بی گاه وشب و روز در گناه، دنیا ی شما آبادان و
دین شما تباه.از کودکی تا پیری همه ناپاکی و دلیری .عمری به کــــاستی وعذری به خواستی
مر گ در کمین و مقام تو در زیر زمین ، باز گشت تو بـــــه سوی رب العالمین . در جوانی
لایقعل و در پیری بی حاصل ، غم دنیای دنی در دل و از آخــــــرت غافل .اندرون گور همه
حسرت است و بیرون آن همه عبرت است . در مقام حسرت وعبرت چه جای عشرت است ؟

 دلا در کار حق ، می کن نضر ها که در راه تو می بینم ، خطرها
گشای از خواب غفلت چشم ، تامن به گوش هوش تو گــــویم خبرها
نگر در خـــــلق گورستان فـــــکنده ز یــک تیر فنا ، جمله سپــرهـا
بسا شاهان بخُسبید ند در خـاک کز کام نفس تو همچــــــــون شکرها
معاصی ، زهر قهر ست و نموده به کــــــام نفس تو همچون سکرها
گذر گا هیست ، این دنیا ی فــــــانی نماند ، مرد عــــــاقل در گذرها
چو در پیش است مرگ ،ای پیرانصار تماشای جهان کن در سفر ها

ای درویش! بدان که دنیا سرای ترک است و آدمی برای مرگ ، چاهی است تاریک و
راهی است باریک . وای برآن کس کــــــه بار مظالم بر پشت و چــــــراغ ایمان را کشت .
ای عزیز! جهد کن تا مـــــردی شوی و صاحب تجربه و دردی شــــوی تا به همت درویشان
و بـــــــرکت دولت ایشان رخسارۀ تو زرد و مهر دنیا در دل تو ســــرد شود که دنیا بازیگاه
کودکان است وعادت و شیوۀ اوآنست که پیوسته خود را بیاراید تا مردمان را بیازماید.

خواهی که درین زمانه مردی گردی اندر ره دین صاحب در دی گــــردی
روزان وشبان به گرد مردان می گرد مردی گرد ی چو گرد مردی گردی

...ای عزیر ! در رعایت دلها کوش و عیب کسان می پوش و دین به دنیا مفروش ،

از خواجه عبدالله انصاری

ارسالی مرغنا

Copyright Herat.Co.Uk Inc All Rights Reserved.