|
بدان قصه خوانان و شنيدن فايده بسيار دارد: اول آن كــــه از احوال گذشتگان خبردار شود. دوم آنكه چون غرايب و عجايب شنود نظر او به قدرت الهي گشاده گــردد. سوم چون محنت و شدت گذشتگان شنود، داند كه هيچ كس از بند محنت آزاد نبــوده است، او را تسلي باشد. چهارم چون زوال ملك و مال سلاطين گذشته شنود دل از مـــــال دنيا و دنيا بردارد و داند كه با كس وفا نكرده و نخواهد كرد. پنجم عبرت بسيار و تجــــربه بيشمار او را حاصل آيد و خداي تعالي با حضرت رسالت (ص) ميگويد: (اي محمد، ما بر تو ميخوانيم از قصــه هاي رسولان و خبرهاي پيغمبران، آنچه بدان دل را ثابت گــــــردانيم و فايدههاي كلي او را حاصل گردد. هود، آيه 20) پس معلوم شد كه در قصههاي گذشتگان فايده هـــاي هست، اگر واقع باشد و بر آن وجه كه وجود داشته باشد خوانده شود، خـــــواننده و گوينده و شنونده را از آن فايدهاي رسد و اگر غير واقع بـــــاشد گويند را وبال باشد و شنونده فايده خود برگيرد چنان كه گفته اند:
نگويند از سر بازيچه حرفي كز آن پندي نگيرد صاحب هوش
و گر صد دفتر حكمت برابله بخواني آيدش بازيچه در گــوش
... اگر پرسند كه قصه خواني چند نوع است؟ بگوي دو نوع: اول حكايت گويي و دوم نظم خـــــواني.
اگر پرسند كه آداب حكايت گويان چند است؟ بگوي هشت: اول آن كه قصهاي كـــه ادا خواهد كرد، اگر مبتدي است بايد كه بر استاد خوانده باشد و اگر منتهي است بــــــايد با خود تكرار كرده باشد تا فرو نماند. دويم آن كه چست و چالاك به سخن درآيد و خام و گران جان نباشد. سيم بايد كه داند كه معركه لايق چه نوع سخن است از حد نزول و مانند آن، بيشتر از آن گويد كه مردم راغب آن باشند. چهارم نثر را وقت وقت به نظم آراسته گـــــــرداند، نه بر وجهي كه مؤدي به ملال شود كه بزرگان گفتهاند نظم در قصهخواني چون نمــــــك است در ديگ: اگر كم باشد طعام بيمزه بود و اگر بسيار گردد شور شود. پس اعتدال نـگاه بايد داشت. پنجم سخنان محال و گزاف نگويد كه در چشم مردم سبك شود. ششم سخنان تعريض و كنايه نگويد كه در دلها گران گردد. هفتم در گدايي مبالغه نكند و بر مــردم تنگ نگيرد. هشتم زود بس نكند و دير نيز نكشد، بلكه طريق اعتدال مرعي دارد.
اگـــــر پرسند كه آداب نظم خواني چند است؟ بگوي شش: اول آن كه به آهنگ خواند. دويم سخن را در دل مردم بنشاند. سيم اگــــــــــر بيتي مشكل پيش آيد شــرح آن با حاضران بگويد. چهـــــارم چنان نــــــــــكند كه مستمع ملول گـــــــــردد. پنجم در گدايي سوگند بسيار ندهد و مبالغه ننمايد. ششم صــاحب آن نظم را در اول معركــــــــه يا در آخر ياد كـــــــند و فــــــاتحه و تكبير گويد و افسانه خوانان نيز مثل حكايت گــــــوياناند ايشان را نيز همين ادبها رعايت بايد كرد.
ارسالی هنگامه زهرا فروغ |