Home || Herat || Music || Photo || Index

احوال گذشتگان

 

بدان کـــه دوستان در خاک دعای تو را جویانند و به زبان حال گویانند ، که ای جوانان
غافل و پیران بی عـــــــاصل،مگردیوانه اید که نهفته ایم وهر یک ماه دوهفته ایم و نهفته یی
از یاد شما رفته ایم . مــا نیز پیش ار شمــا بر بساط دنیا و کـــــــامرانی بوده ایم ، پستان دنیا
مکیده ایم و نشاط و انبساط جـــهان فانی نموده ایم و بــــربسترراحت و استرحت غنوده ایم و
فرش کمال به قدم مـــراد پیموده ایم . عـــــا قبت شربت نــــــاگوار مرگ چشدیم و از دنیا و
زندگانی دنیا و وفا ندیدیم .تا خبردار شـــــدیم خود را دیدیم کـــــــه برباد فنا داده و بر خاک
محنت وعناد افتاده. نـــه از اهل و عیال دیدیم مـــــرحمتی و نه از مـال ومنای یافتیم منفعتی .
هم قانعیم به این نــدامت ، اگــــــر دی پیش نبودی قیامت . اکنون ما را نه بالشی یه فراشی ،
نه دور باشی نه فراسی ، نه نقدی نـــــه قماشی .نه سامان خطاب و ندایی نه امــکان صوت
و صدایی،همه هستیم مشت گدایی .حظ مـــا از دنیا حرمان است وگوشت و پوست مانصیب
کرمان است. وقتی که ما را امکان بود وگوهرمــراد دردکان، نکردیم تمیزی ونجیتیم چیزی،
عاقبت در پــــریشانی افتادیم و بر همان حال جــــان بدادیم . اگر ندارید جنون، در ما نگرید
کنون ، که ما هر یک مـــــی زاریم و اشک حسرت از دیده می باریم و ماتم خود می داریم
حال نبینایی ها ست و بر کرده پشیمانی هـــاهست ، ای عزیزان رو آرید به راه و در حــــال
ما کنید نگاه ، که نه از نام ماست خبری و نــــه از اجسام ما اثری .ابدان ما ریزه و اشخاص
ما پوسیده . خانمان ما خراب ، منزل و دکان مــــــا تراب ، بر بستر ما دیگری نایب و یتیمان
عایب . رخساره ی ما را خـــاک خورده و گل روی مـــا پژمرده، لبان مت گرد آمیخته و دُر
دندانهای ما در لحد فرو ریخته . زبان مــــا فروبسته و دهان ما درهم شکسته. تمامی اعضای
ما بر هم خورده آتش حرص مــــا افسرده . مرغ روح ما از سر پریده و سبزه ی حسرت از
گل ما دمیده . ما درخاک تیره و شما در خواب غفلت ان فی ذلک لعبره لاولی الباب.

از خواجه عبدالله انصاری

ارسالی مرغنا

Copyright Herat.Co.Uk Inc All Rights Reserved.